امام خميني (ره) در سخنراني 7/6/63 مي فرمايند : من كراراً تذكر داده ام كه اسرائيل از نيل تا فرات را از خود مي داند ، و شما را غاصب سرزمين هاي خويش مي شمرد . گرچه اكنون جرات اظهار صريح آن را ندارد .
دكتر علي خليل در كتاب « يهوديت ، مابين تئوري و اجرا» مي نويسد : تصويري كه ادبيات تلمودي براي مرزهاي سرزمين اسرائيل در آينده ترسيم مي كند ، بر اساس سفر « دباريم » مي باشد . مرزهاي اسرائيل گسترش خواهد يافت و از هر طرف توسعه مي يابد . دروازه هاي قدس به دمشق مي رسد و دياسبورا براي بر افراشتن خيمه هايش در مركز فلسطين خواهد آمد .
نوشته ي اسرائيل شاهاك ، يهودي ضد صهيونيست در كتاب « تاريخ يهود ، آيين يهود» ، مطلب فوق را روشن تر بيان مي كند . آرماني ترين روايت در مورد مرزهاي اسرائيل شامل مناطق محصوردر مرزهاي زير است : از جنوب ، تمامي صحراي سينا و بخشي از شمال مصر به طرف بالا تا حوالي قاهره ، از شرق ، تمامي اردن و بخش عظيمي از عربستان سعودي ، تمامي كويت و قسمتي از جنوب فرات در عراق ، از شمال ، كل لبنان و كل سوريه به اضافه بخش اعظم تركيه به طرف بالا ( تا درياچه وان ) و از غرب ، قبرس .
در سال 1967 ميلادي زماني كه خبرنگار آسوشيتد پرس از يكي از سربازان اسرائيلي مي پرسد مرزهاي كشور اسرائيل تا كجاست ؟ سرباز با كمال غرور و خود پسندي پاسخ مي دهد : « تا آنجا كه قدمم را بگذارم » و با پوتينش به زمين مي كوبد. نكته جالب در قانون اساسي اسرائيل ، مشخص نشدن مرزهاي جغرافيايي اين كشوراست .
آيا شما كشوري غير از اسرائيل سراغ داريد كه در قانون اساسي اش ، مرزهاي جغرافيايي مشخصي نداشته باشد؟
