تبليغاتX
::نورالهدی:: - شيطان مى خواست موسى را فريب دهد

::نورالهدی::

شيطان مى خواست موسى را فريب دهد

جبرئيل نازل شد و گفت :اى موسى ! صبر كن ، و گوش بده . او الان نمى خواهد كه تو را فريب دهد. موسى ايستاد و فرمود: هر چه مى خواهى ، بگو. شيطان گفت آن شش چيز از اين قرار است :
اول : در وقت دادن صدقه به ياد من باش و زود بده كه من پشيمانت مى كنم ، اگر چه آن صدقه كم و كوچك باشد؛ چون ممكن است همان صدقه كم تو را از هلاكت نجات دهد و از خطر حفظ نمايد.
در احاديث زيادى آمده : اگر انسان در كار خيرى كه مى خواهد انجام دهد عجله نكند شيطان او را از راه مى زند و نمى گذارد انجام دهد.
دوم :اى موسى ! با زن بيگانه و نامحرم خلوت مكن ؛ چون در آن صورت من نفر سوم هستم و تو را فريفته و به فتنه مى اندازم و وادار به زنا مى كنم .
سوم :اى موسى ! در حال غضب به ياد من باش ، براى اينكه در حال غضب تو را بر امر خلاف وادار مى نمايم و آرزو مى كنم كه اولاد آدم غضب كند تا من مقصود خود را عملى سازم .
چهارم : نزديك چيزهايى كه خداوند از آنها نهى كرده مشو؛ چون هر كس به آنها نزديك شود من او را در آنها مى اندازم .
پنجم : در دل خود فكر گناه و كار خلاف مكن ؛ چون من اگر دلى را چركين ديدم به طرف صاحبش دست دراز مى نمايم و او را اغوا مى كنم ، تا آن كار خلاف را انجام دهد.
ششم : تا خواست ششم را بگويم ، جبرئيل نهيب داد به موسى و گفت :اى موسى ! حركت كن و گوش نده ، او مى خواهد در نصيحت ششم تو را بفريبد. موسى حركت كرد و رفت . شيطان صيحه كشيد و گفت :اى واى ! پنج كلمه موعظه را كه ريشه كار من در آنها بود شنيد و رفت . مى ترسم آنها را به ديگران بگويد و آنها هدايت شوند! من مى خواستم پس از پنج كلمه حق ، او را به دام اندازم ، او و ديگران را اغوا نمايم ولى از دستم رفت .

+ نوشته شده در  ساعت 11:30  توسط هادی عبدالهی  |