
امام على عليه السلام در بيانات متعدد تصريح مىفرمايد كه ايجاد اصلاحات همه جانبه از اهداف بلند فعاليتها و دستيابى ما، به امارت و حكومت مىباشد؛ از جمله مىفرمايد:
((پروردگار!تو مىتوانى آنچه انجام داديم نه براى كسب سلطنت و نه جهت تحصيل متاع پست دنيا بود، بلكه بدان خاطر بود كه معيارها و نشانههاى از بين رفته دين دنيا را بازگردانيم و اصلاحات را در شهرها و سرزمينهايت آشكار و محقق نماييم تا بندگان ستمديدهات در امنيت (سياسى، اقتصادى، قضايى، بهداشتى و...) و آسايش قرار گيرند (روابط اجتماعى و عدالت زندگى عمومى مردم از نظر مسكن، تغذيه، آموزش و پرورش و...بهبود آشكار يابد) و قوانين و مقرراتى كه به فراموشى سپرده و احكام تعطيل مانده خدا، اقامه و اجرا گردد)). -اللهم انك تعلم انه لم يكن الذى كان منافسة فى سلطان و لاالتماس شىء من فضول الحطام و لكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك فيأمن المظلومون من عبادك و تقام المعطلة من حدودك. خطبه 131.
و نيز در دستور العمل خود به مالك اشتر (استاندار بزرگ مصر) مىنويسد:
(( به آن سرزمين مامور و اعزام شدى تا خراج و مالياتهاى آنجا را جمع آورى نمود و با دشمنانش جهاد كنى و به اصلاحات جامعه و اهل مصر همت گمارى، به عمران و آبادى شهرها و مناطق آن بپردازى...)) - جبايه خراجها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عمارة بلادها.... نامه 53.
+ نوشته شده در ساعت 15:36  توسط هادی عبدالهی
|
شیعیان میگویند : امامان همه چیز را میدانند پس چطور علی بعضی از مسائل را از رسول خدا میپرسید ؟
اولا یکی از مآخذ علوم اهل بیت قران و سنت پیامبر میباشد و اینکه اهل بیت از منبع و ماخذ خود کسب علم کنند خلاف قاعده و قانون نمیباشد.
ثانیا گاهی پرسشها برای این است که رسول خدا پاسخ دهد و پاسخ به گوش مردم برسد و به مسائل شرعی آگاهی پیدا کنند.
ارسال شده توسط : امین رجائی
+ نوشته شده در ساعت 11:47  توسط هادی عبدالهی
|

چرا شيعيان به هنگام زيارت، در و ديوار حرم را مى بوسند و به آنها تبرّك مى جويند؟
پاسخ: تبرك جستن به آثار اولياي خدا، مسأله اي نيست كه هم اكنون در ميان گروهي از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاي اين رفتار را در ژرفاي تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مي توان يافت.
نه تنها پيامبر گرامي و ياران وي ، بلكه پيامبران پيشين نيز، بدين امر مبادرت مي ورزيدند. و اينك دلايل مشروع بودن تبرّك به آثار اوليا از ديدگاه كتاب و سنّت را از نظر شما مي گذرانيم:
1- در قرآن كريم مي خوانيم: هنگامي كه يوسف صديق، خود را به برادران خويش معرفي كرد و آنان را مورد بخشودگي قرار داد، فرمود:
«إذهبوا بقميصي هذا فألقوه علي وجه أبي يأت بصيراً»[1]
اين پيراهن مرا با خود ببرند و بر صورت پدرم (يعقوب) افكنيد تا ديدگانش بينا گردد.
سپس مي فرمايد:
«فلما أن جاء البشير ألقاه علي وجهه فارتدّ بصيراً»[2]
آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايي وي بازگشت.
اين سخن گوياي قرآن، گواه روشني بر تبرك جستن پيامبر خدا (يعقوب) به پيراهن پيامبري ديگر (حضرت يوسف) مي باشد، بلكه بيانگر آن است كه پيراهن ياد شده، موجب بازگشت بينايي حضرت يعقوب گرديد.
آيا مي توان گفت رفتار اين دو پيامبر گرامي ، از چارچوب توحيد و پرستش خدا خارج بوده است؟!
2- شكي نيست كه پيامبر گرامي اسلام، به هنگام طواف خانه خدا، حجر الاسود را استلام مي نمود و يا مي بوسيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 17:36  توسط هادی عبدالهی
|
چرا امامانِ خود را معصوم ميناميد؟
پاسخ: به عصمت امامان شيعه، كه همگي اهل بيت پيامبرند، دلايل متعددي موجود است و ما از ميان آنها تنها يكي را يادآور مي شويم:
بنا بر نقل دانشمندان شيعه و سنّي، پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) در آخرين روزهاي زندگاني خود فرمود:
«إنّي تاركٌ فيكم الثّقلين كتاب الله وأهل بيتي وأنَّهُما لن يفترقا حتّي يردا علي الحوض».
- من در ميان شما دو يادگار سنگين و گرانبها بجاي مي گذارم؛ يكي «كتاب خدا» (قرآن) و ديگري «اهل بيت من» و اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا روز رستاخيز، در كنار حوض كوثر به من برسند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11:30  توسط هادی عبدالهی
|

منظور از شيعه چيست؟
پاسخ: «شيعه» در لغت عرب به معناي «پيرو» است. قرآن مجيد مي فرمايد: «وَإنَّ مِنْ شِيْعَتِهِ لَإِبْراهِيْمُ»؛ «يكي از پيروان نوح، ابراهيم است». اما در اصطلاح مسلمانان، شيعه به گروهي اطلاق میشود كه معتقدند پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) پيش از درگذشت خود، جانشين خويش و خليفه مسلمين را در مناسبت هاي متعددى؛ از جمله در روز هيجدهم ذي حجّه، سال دهم هجري که به روز «غدير» معروف است، در يک اجتماع بزرگ، معيّن فرمود و او را به عنوان مرجع سياسي، علمي و ديني پس از خود، تعيين نمود.
توضيح آنكه: پس از پيامبر گرامي، مهاجر و انصار به دو گروه تقسيم شدند:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 19:27  توسط هادی عبدالهی
|