من هنوز منتظرم

چقدر برای ظهورت دعا کردم
تمام شب
در وسعت تپش های قلبم خدا خدا کردم
تو فقط تو،خوب میدانی
چه قدر تو را صدا کردم
در هجوم دستان دنیا
تمام آدینه ها منتظر ماندند
و اشکهای من چشمک زنان ستاره شدند
تا به تو بگویند
من هنوز منتظرم

چقدر برای ظهورت دعا کردم
تمام شب
در وسعت تپش های قلبم خدا خدا کردم
تو فقط تو،خوب میدانی
چه قدر تو را صدا کردم
در هجوم دستان دنیا
تمام آدینه ها منتظر ماندند
و اشکهای من چشمک زنان ستاره شدند
تا به تو بگویند
من هنوز منتظرم

همه هست آرزويم كه ببينم از تو روئي
چه زيان ترا كه من هم برسم بهآرزوئي
به كسي جمال خود را ننمودهاي و بينم
همه جا به هرزباني بُوَد از تو گفتگوئي
به ره تو بسكه نالم ز غم تو بسكه مويم
شدهام ز ناله نالي شدهام ز مويهموئي
همه را خوش آنكه مطرب بزند به تار چنگي
من از آن خوشم كه چنگيبزنم به تار موئي
چه شود كه راه يابد سوي آب تشنه كامي
چهشود كه كام جويد ز لب تو كامجوئي
شود اينكه از ترحمدمي اي سحاب رحمت
من خشك لب هم آخر ز تو تر كنم گلوئي
بشكست اگر دل من بفداي چشم مستت
سر خمّ مي سلامت شكند اگرسبوئي
همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدمبه چشم من نه بنشين كنار جوئي
نه به باغ ره دهندم كه گلي به كامبويم
نه دماغ آنكه از گل شنوم به كام بوئي
نه وطن پرستي ازمن به وطن نموده يادي
نه زمن كسي به غربت بنمودهجستجوئي
زچه شيخ پاكدامن سويمسجدم نخواند
رخ شيخ و سجده گاهي سر ما و خاك كوئي